السيد علي الحسيني الميلاني

88

با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى)

ابن منظور نيز در لسان العرب مىنويسد : وأسرّ الشيء : كتمه وأظهره ، وهو من الأضداد ، سررته : كتمته . « 1 » معانى متعدّد كلمهء « سرّ » البته در لغت عرب واژهء « سِرّ » معانى متعدّدى دارد . چنان كه در كتاب‌هاى معجم مقائيس اللغه ، صحاح اللغه و لسان العرب ذكر شده است . « 2 » گرچه خطور معناى مقابل « علن » در درجهء اوّل به ذهن قابل انكار نيست ؛ ولى اين خطور در اثر كثرت استعمال اين واژه در اين معنا نسبت به معانى ديگر است . پس شيوع استعمال در اين معنا منشأ شده كه در وهلهء نخست همين معنا به ذهن بيايد ، و گرنه ظاهر عبارت‌هاى لغويون اين است كه اين واژه بين اين معنا و معانى ديگر مشترك است ، نه اين كه اين واژه در معناى مذكور حقيقت باشد - كه در علم اصول نيز مقرّر شده كه تبادر ، علامت حقيقت است - و در معانى ديگر مجاز . خلاصه ، به نظر مىرسد كه اين لفظ در اين معنا و معانى ديگر به نحو حقيقت بوده باشد . معناى ديگرى كه در لغت براى لفظ « سِرّ » ذكر كرده‌اند ، چنين است : السرّ : خالص الشيء ؛ « 3 » « سرّ » همان زبده و خالص بودن شىء است ؛ به طورى كه هيچ چيز ديگرى با آن مخلوط نباشد . مىگويند : « ومنه السّرور » .

--> ( 1 ) . لسان العرب : 4 / 357 ( 2 ) . معجم مقائيس اللغه : 3 / 69 و 70 ، صحاح اللغه : 2 / 681 و 682 ، لسان العرب : 4 / 358 - 360 ( 3 ) . معجم مقائيس اللغه : 3 / 68 ، صحاح اللغه : 2 / 682